محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

90

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

به مصر درآييد ، و پدر و مادر را بر تخت نشاند و آنان همه او را سجده كردند و يوسف گفت : پدر جان ! اين است تأويل خوابى كه من از پيش ديده بودم . اينك پروردگارم درستى آن را آشكار ساخت و همانا كه به من نيكويى كرد كه من را از زندان رها ساخت و شما را از بيابان‌هاى دوردست نزد من آورد » . « 1 » سپس قرآن كريم از زندگى بنى اسرائيل در مصر سخن گفته و پاره‌اى از آزارها و شكنجه‌هايى را كه فرعون و سربازانش بر آنان روا مىداشته‌اند ، ياد كرده است : « [ اى بنى اسرائيل ! به ياد آوريد كه ] شما را از دست فرعونيان رهانيديم ، آنان كه به سختى شكنجه‌تان مىكردند ، پسرانتان را مىكشتند و دخترانتان را [ براى كنيزى و . . . ] زنده مىخواستند و آن آزمونى بزرگ از پروردگارتان براى شما بود « 2 » » . « آن گاه كه موسى به قوم خويش گفت : به ياد آوريد بخشش‌هايى را كه خدا بر شما داشته ، آن گاه كه شما را از دست فرعونيان رهانيد ، آنان كه با شكنجه‌هاى سخت آزارتان مىدادند و پسرانتان را مىكشتند و دختراشان را [ براى كنيزى و . . . ] زنده مىخواستند ، و در اين آزمونى بزرگ از خدايتان براى شما بود » . « 3 » و بىترديد پيداست كه ناديده گرفتن چيزى كه همهء كتاب‌هاى آسمانى بر آن هم داستان‌اند ، افزون بر اين كه با باور دينى ما نمىسازد ، با شيوهء پژوهش علمى و با دستاوردهاى پژوهشيان نيز ناسازگار است . يعنى چيزى است كه عقل ، منطق ، دين و نيز خود علم هيچ كدام آن را نمىپسندند و نمىپذيرند ، گذشته از آن كه بيشترينهء تاريخ‌نگاران و استادان علم الهيات نيز آن را پذيرفته‌اند و داستان يوسف در مصر را بازگفته‌اند . در اين باره « كلر » افزوده است : داستان فروش يوسف از سوى كاروان اسماعيليان در مصر ، داستانى است بىگمان پذيرفتنى ، زيرا آنان

--> ( 1 ) . « فَلَمَّا دَخَلُوا عَلى يُوسُفَ آوى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَ قالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ * وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَ جاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ » ( سورهء يوسف ، آيات 99 - 100 ) . ( 2 ) . « وَ إِذْ نَجَّيْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذابِ ، يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ وَ فِي ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ » ( سورهء بقره ، آيهء 49 ) ؛ نيز بنگريد به : تفسير طبرى ، 2 / 36 - 39 ؛ تفسير كشاف ، 1 / 137 - 138 ؛ تفسير نسفى ، 1 / 49 ؛ تفسير آلوسى ، 1 / 252 - 254 ؛ تفسير طبرسى ، 1 / 231 - 235 ؛ تفسير الكاشف محمد جواد مغنيه ، 1 / 98 - 100 ؛ البحر المحيط ، 1 / 187 - 188 ؛ تفسير المنار ، 1 / 308 - 313 ؛ تفسير ابن كثير ، 1 / 128 - 129 ؛ الدر المنثور ، 1 / 68 - 69 ؛ تفسير الجواهر ، 1 / 59 - 61 ؛ فى ظلال القرآن ، 1 / 70 - 72 . ( 3 ) . « وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنْجاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذابِ وَ يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ وَ فِي ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ » ( سورهء ابراهيم ، آيهء 6 ) .